
تحلیلی از اندیشکده فولاد و صنایع معدنی ایران: دو صنعت کلیدی کشور، یعنی پتروشیمی و فولاد، در روزهای اخیر هدف حملات هوایی آمریکا و اسرائیل قرار گرفتهاند. این حملات به طور قابل توجهی توان تولید این صنایع را تحت تأثیر قرار داده و تقریباً ۷۰٪ از ظرفیت تولید فولاد و بخش عمدهای از ظرفیت پتروشیمی کشور را به تعطیلی کشانده است. این وضعیت نه تنها تهدیدی جدی برای این صنایع محسوب میشود، بلکه میتواند تبعات گستردهای را برای اقتصاد ملی به همراه داشته باشد.
حملات غیرانسانی آمریکا اسرائیل به حوزههای راهبردی انرژی ماهشهر و عسلویه را میتوان نمونهای از هدفگیری مستقیم زیرساختهای حیاتی صنعت پتروشیمی ایران دانست؛ جایی که بهجای تمرکز بر واحدهای تولیدی، شرکتهای تأمینکننده یوتیلیتی مانند «فجر انرژی»، «مبین انرژی» و «دماوند انرژی» مورد اصابت قرار گرفتهاند. از کار افتادن این بخشها عملاً به معنای توقف کامل زنجیره تولید است، چرا که بدون برق، بخار و آب صنعتی، حتی واحدهای آسیبندیده نیز قادر به ادامه فعالیت نیستند.
هدف آسیب به زنجیره تامین و درآمدهای ارزی غیرنفتی کشور
پیامد فوری این وضعیت مدنظر متجاوزان، توقف گسترده تولید و کاهش صادرات پتروشیمی است؛ موضوعی که بهطور مستقیم درآمدهای ارزی کشور را تحت فشار قرار داده و میتواند کسری بودجه را تشدید کند.
در سطح داخلی نیز یکی از اهدافی که مدنظر متجاوزان است، کاهش جریان نقدینگی در اقتصاد کشور و زنجیرهای از رکود را در صنایع وابسته است.
اهمیت این موضوع زمانی مشخص میشود که بدانیم بخش بزرگی از درآمد ارزی غیرنفتی کشور، که برای تأمین کالاهای اولیه و واسطهای مورد نیاز صنایع مختلف استفاده میشود، به صادرات این دو صنعت وابسته است. دشمنان با تخریبهای ناشی از این حملات و نیاز به منابع مالی و زمان برای بازسازی زیرساختها، به دنبال ایجاد چالشهای جدیدی برای کشور هستند که برای عبور از آن باید برنامهریزی دقیقی داشت.
چهار مولفه اثرگذاری سریع
تعطیلی ناشی از حملات به صنایع پتروشیمی و فولاد، میتواند به طور مستقیم بر تولید و عرضه کالاهای اساسی مانند خودرو، لوازم خانگی و مصالح ساختمانی تأثیر منفی داشته باشد و افزایش قیمتها را به دنبال داشته باشد.
این سناریو این هدف را دنبال میکند که با کاهش صادرات در این دو حوزه صنعتی، درآمد ارزی کشور نیز کاهش یابد. این امر به طور طبیعی بر نرخ ارز در بازار آزاد تأثیر خواهد گذاشت.
در این راستا، متجاوزان امیدوارند، واردات مواد اولیه و کالاهای ساخته شده نیز تحت تأثیر منفی قرار گیرد و صنایع تولیدی مرتبط با کالاهای واسطهای با مشکلاتی در تأمین مواد اولیه مواجه گردند که بتواند زنجیره تأمین را مختل کند.
مجموع چهار مورد فوق، در صورتی که مورد غفلت قرار گیرد میتواند به صورت کاهش عرضه و افزایش تقاضا در بازار نمایان شود که به طور طبیعی باعث تشدید تمایل به افزایش قیمتها خواهد گردید و در نهایت منجر به کسری بودجه بیشتر، افزایش پایه پولی و نقدینگی و در نتیجه تورم گردد.
افزایش ناترازی صندوقهای بازنشستگی به هدف نارضایتی اجتماعی
در بعد اجتماعی، تعطیلی و کاهش سودآوری شرکتهای بزرگ پتروشیمی به تضعیف منابع صندوقهای بازنشستگی میانجامد و همزمان، احتمال افزایش بیکاری فشار بیشتری بر بیمههای بیکاری وارد میکند. دشمن امیدوار است که این ترکیب، ناترازی در نظام رفاهی را تشدید خواهد کرد و نارضایتی را میان عموم مردم بیشتر کند.
از سوی دیگر، بازسازی این تأسیسات، فرآیندی زمانبر و پرهزینه است؛ بنابراین حتی در صورت توقف درگیری، بازگشت به ظرفیت تولید پیشین بهسرعت امکانپذیر نخواهد بود.
جمعبندی:
در مجموع، تجاوز اسرائیل آمریکا به زیرساختهای پالایشگاهی و صنعتی را باید تلاشی برای “اختلال حداکثری اقتصادی” از طریق ضربه به گلوگاههای زیرساختی کشور دانست؛ رویکردی که اثرات آن فراتر از صنعت، به کل ساختار اقتصادی و اجتماعی کشور سرایت میکند.
با توجه به شرایط کنونی، احتمالاً رکود تورمی و بیکاری تشدید شده میشود. بنابراین، نیاز است که دولت و نهادهای مسئول با اتخاذ تدابیر مناسب، هر چه سریعتر نسبت به تقویت امنیت اقتصادی و حمایت از صنایع کلیدی اقدام کنند تا از از تشدید چالشهای اقتصادی که مدنظر متجاوزان است، جلوگیری شود.



